محمد مهدى ملايرى
47
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اثرى فراوان داشت . در آن روزگار مطالعات تطبيقى را بين فارسى و عربى در ادبيّات هيچيك از اين دو زبان نام و عنوانى نبود . ولى در تحقيقات برخى از استادان معاصر عرب دربارهء ادبيّات قديم عربى اجمالا مطالبى دربارهء اثر زبان و فرهنگ فارسى بر آن به چشم مىخورد كه اگر بنا مىبود در آنها تحقيق بيشترى بهعمل آيد و از اجمال به تفصيل گرايد ، ناچار از محدودهء زبان عربى فراتر مىرفت و ناچار مىبايستى آن مطالب را در زمينهء مسائل مشترك عربى - فارسى يا ادبيّات تطبيقى اين دو زبان مورد مطالعه قرار دهند . ولى چون چنين بنائى نبود ، همهء مطالب در همان محدودهء زبان عربى باقى مىماند ، و بههمينسبب هم مباحث مربوط به ادبيّات قديم عربى و علل و عوامل تحوّل آن خالى از ابهام نمىنمود . و علّت آن هم اين بود كه در ادبيّات قديم عربى يادگارهاى بسيار از دورههائى مىشد يافت كه در آن دورهها اين دو زبان و فرهنگ در سير و سلوك علمى همعنان بودهاند . يادگارهائى كه محقّقان زبان و ادبيّات عربى در تحقيقات لغوى و ادبى خود به آنها برمىخوردند و ناچار مىبايستى براى آنها توجيهى بيابند ، مانند آنچه دربارهء معرّبات از فارسى با آن روبرو مىشدند ، يا آنچه دربارهء نثر فنّى و ديوانى عربى و اثرپذيرى آن از نثر ديوانى فارسى در مآخذ قديم عربى مىيافتند . و براى اينكه نتيجهء تحقيقاتشان در اين زمينهها روشنتر شود ، ناچار مىبايستى علل اينها را در مطالعات مشترك فارسى - عربى بهدست مىآوردند كه چنين مطالعاتى در كار نبود . در توضيح اين اجمال بايد به اين نكته توجّه داشت كه زبان عربى در زمينههاى مختلف علمى و ادبى و هنرى و اجتماعى در تاريخ قديم خود از زبانهاى ديگر واژههاى بسيار به عاريت گرفته ، ولى هيچيك از آن زبانها در اين مهم چه از لحاظ كثرت و چه تنوّع واژههائى كه به عربى داده است به پاى زبان فارسى نمىرسد ، و اين امر آنچنان از قديم معروف و مشهود بوده كه گذشته از كتابهاى لغت عربى كه به فراوانى از معرّبات فارسى در آنها ياد شده كتابها و رسالههاى خاصّى هم در اينگونه معرّبات تأليف شده و در اين زمينه مآخذ معتبرى بهوجود آمده كه هر كس بخواهد در زبان عربى از حدّ يك دانشجوى